مواجهه با استراتژی در سازمان ها به دلایل مختلفی می تواند چالش برانگیز باشد.
درک عمیق از دینامیکهای سازمان
اولاً، نیاز به درک عمیق از محیط داخلی و خارجی سازمان، از جمله روندهای بازار، ترجیحات مشتری و چشم انداز رقابتی دارد. این شامل جمع آوری و تجزیه و تحلیل مقدار زیادی داده است که می تواند زمان بر و پیچیده باشد.
همسویی اهداف
ثانیا، همسو کردن اهداف استراتژیک بخش ها و تیم های مختلف در سازمان می تواند دشوار باشد. هر بخش ممکن است اولویت ها و اهداف خاص خود را داشته باشد و یافتن یک جهت استراتژیک مشترک که به نفع کل سازمان باشد می تواند یک کار پیچیده باشد.
مدیریت تغییر
ثالثاً، اجرای یک استراتژی مستلزم ارتباطات مؤثر و مدیریت تغییر است. این شامل جلب رضایت کارکنان در همه سطوح و اطمینان از اینکه همه مسیر استراتژیک را درک کرده و از آن حمایت می کنند، می باشد.
پویایی کسب و کار
در نهایت، ماهیت پویای محیطهای کسبوکار به این معنی است که استراتژیها باید به طور مداوم بازنگری و تطبیق شوند. این امر مستلزم انعطاف پذیری و چابکی بالا و همچنین توانایی پیش بینی و پاسخگویی به تغییرات بازار است.
به طور کلی، مواجهه با استراتژی در سازمانها سخت است، زیرا به ترکیبی از مهارتهای تحلیلی، رهبری، ارتباطات و سازگاری برای پیمایش در پیچیدگیهای دنیای تجارت نیاز دارد.

