بسیاری از شرکتها محصول، تیم، مشتری و درآمد دارند؛ اما هنوز مسیر آینده، دلیل وجود و اولویتهای کلان آنها برای همه اعضای سازمان روشن نیست. در چنین شرایطی، تصمیمها پراکنده میشوند، هر واحد سازمانی برداشت متفاوتی از موفقیت پیدا میکند و مدیران برای همراستا کردن تیمها با چالش جدی روبهرو میشوند. اینجاست که تعریف دقیق چشمانداز و مأموریت سازمان اهمیت پیدا میکند.
چشمانداز و مأموریت فقط دو جمله رسمی برای درج در سایت یا پروفایل شرکت نیستند. این دو مفهوم، پایه هویت سازمانی، جهتگیری آینده، تصمیمگیری مدیریتی و تدوین استراتژی سازمانی هستند. سازمانی که نمیداند چرا وجود دارد و میخواهد به کجا برسد، معمولاً در انتخاب بازار، جذب نیرو، توسعه محصول، سرمایهگذاری و اجرای اهداف دچار پراکندگی میشود.
در این مقاله بررسی میکنیم چشمانداز سازمان چیست، مأموریت سازمان چه معنایی دارد، تفاوت Vision و Mission دقیقاً کجاست و چگونه میتوان این دو بیانیه را به شکلی کاربردی، واقعی و متناسب با مسیر رشد شرکت طراحی کرد.
خلاصه سریع تفاوت Vision و Mission
به زبان ساده، مأموریت میگوید سازمان چرا امروز وجود دارد و برای چه کسانی ارزش ایجاد میکند. چشمانداز میگوید سازمان در آینده میخواهد به چه جایگاهی برسد.
- مأموریت سازمان: دلیل وجود، مخاطب و نوع ارزشآفرینی امروز سازمان
- چشمانداز سازمان: تصویر مطلوب آینده و مقصد بلندمدت سازمان
- چشمانداز سازمان چیست؟
- مأموریت سازمان چیست؟
- تفاوت چشمانداز و مأموریت سازمان چیست؟
- چرا چشمانداز و مأموریت برای سازمان مهماند؟
- ویژگیهای یک چشمانداز خوب
- چکلیست سریع بیانیه چشمانداز خوب
- ویژگیهای یک مأموریت خوب
- اشتباهات رایج در نوشتن Vision و Mission
- چکلیست بیانیه مأموریت خوب
- چه زمانی باید چشمانداز و مأموریت سازمان بازطراحی شود؟
- ارتباط چشمانداز و مأموریت با تدوین استراتژی سازمانی
- ارتباط Vision و Mission با OKR و اجرای استراتژی
- نمونه ساده چشمانداز و مأموریت برای یک شرکت B2B
- نمونه Vision و Mission برای یک شرکت B2B
- مراحل تدوین چشمانداز و مأموریت سازمان
- نقش مشاور استراتژی در بازطراحی چشمانداز و مأموریت
- جمع بندی
- آیا چشمانداز و مأموریت سازمان شما هنوز با مسیر رشدتان هماهنگ است؟
- سوالات متداول
چشمانداز سازمان چیست؟
چشمانداز سازمان یا Vision تصویری روشن از آینده مطلوب شرکت است. چشمانداز نشان میدهد سازمان در بلندمدت میخواهد به چه جایگاهی برسد، چه اثری در بازار یا صنعت خود ایجاد کند و موفقیت آینده برای آن چه معنایی دارد.
یک چشمانداز خوب به این سؤال پاسخ میدهد: «ما در آینده میخواهیم کجا باشیم؟» این آینده میتواند مربوط به جایگاه بازار، اثرگذاری اجتماعی، رهبری صنعت، توسعه جغرافیایی، رشد درآمد، نوآوری، اعتماد مشتریان یا تبدیل شدن به یک مرجع تخصصی باشد.
برای مثال، یک شرکت B2B ممکن است چشمانداز خود را تبدیل شدن به یکی از سه ارائهدهنده اصلی راهکارهای نرمافزاری سازمانی در بازار ایران تعریف کند. این جمله فقط یک آرزو نیست؛ بلکه اگر درست طراحی شود، میتواند مسیر انتخاب بازار، سرمایهگذاری، استخدام، توسعه محصول و توسعه بازار B2B را تحت تأثیر قرار دهد.
نکته مهم این است که چشمانداز نباید بیش از حد کلی، غیرواقعی یا تزئینی باشد. جملههایی مثل «میخواهیم بهترین باشیم» یا «میخواهیم دنیا را تغییر دهیم» اگر با ظرفیت سازمان، بازار هدف و مسیر اجرایی ارتباط نداشته باشند، نمیتوانند به تصمیمگیری کمک کنند.
مأموریت سازمان چیست؟
مأموریت سازمان یا Mission دلیل وجود شرکت را توضیح میدهد. مأموریت مشخص میکند سازمان چرا شکل گرفته، برای چه کسانی ارزش ایجاد میکند، چه مسئلهای را حل میکند و چگونه به مشتریان، بازار یا ذینفعان خود کمک میکند.
اگر چشمانداز درباره مقصد آینده است، مأموریت درباره دلیل حرکت امروز سازمان است. مأموریت به این سؤال پاسخ میدهد: «ما چرا وجود داریم و چه ارزشی ایجاد میکنیم؟»
برای مثال، مأموریت یک شرکت مشاوره مدیریت میتواند کمک به سازمانها برای تصمیمگیری بهتر، طراحی مسیر رشد و اجرای مؤثر استراتژی باشد. این مأموریت اگر واقعی و دقیق نوشته شود، مشخص میکند شرکت چه نوع خدمتی ارائه میدهد، برای چه گروهی ارزشآفرینی میکند و چه مسئلهای را حل میکند.
مأموریت سازمان باید با مدل کسب و کار، مشتریان هدف، توان داخلی و ارزش پیشنهادی شرکت هماهنگ باشد. اگر یک شرکت در عمل روی کاهش هزینههای عملیاتی مشتریان تمرکز دارد، مأموریت آن هم باید این نوع ارزشآفرینی را بازتاب دهد، نه اینکه فقط یک جمله عمومی درباره کیفیت، نوآوری یا رضایت مشتری باشد.
تفاوت چشمانداز و مأموریت سازمان چیست؟
تفاوت اصلی چشمانداز و مأموریت در زاویه نگاه آنهاست. مأموریت روی امروز سازمان و دلیل وجود آن تمرکز دارد، اما چشمانداز مسیر آینده و مقصد بلندمدت را نشان میدهد. هر دو برای استراتژی کسب و کار ضروری هستند، اما نقش یکسانی ندارند.
| معیار مقایسه | چشمانداز سازمان | مأموریت سازمان |
|---|---|---|
| تمرکز اصلی | آینده مطلوب سازمان | دلیل وجود امروز سازمان |
| سؤال کلیدی | میخواهیم به کجا برسیم؟ | چرا وجود داریم؟ |
| افق زمانی | بلندمدت | حال و مسیر جاری سازمان |
| نقش در استراتژی | جهتدهی به آینده و اهداف کلان | تعریف ارزشآفرینی و دلیل حرکت |
| خروجی خوب | الهامبخش، روشن و آیندهنگر | شفاف، واقعی و قابل فهم |
چرا چشمانداز و مأموریت برای سازمان مهماند؟
چشمانداز و مأموریت به سازمان کمک میکنند بداند چه کاری را باید انجام دهد و چه کاری را نباید انجام دهد. وقتی این دو مفهوم روشن نباشند، تصمیمها بیشتر بر اساس فرصتهای لحظهای، فشار بازار یا ترجیح مدیران گرفته میشود. اما وقتی Vision و Mission دقیق تعریف شده باشند، سازمان میتواند تصمیمهای خود را با مسیر کلان هماهنگ کند.
اهمیت چشمانداز و مأموریت فقط در سطح مدیریت ارشد نیست. این دو مفهوم روی فرهنگ سازمانی، تجربه مشتری، جذب نیرو، بازاریابی، توسعه محصول، قیمتگذاری، سرمایهگذاری و حتی اولویت پروژهها اثر میگذارند. به همین دلیل، بازطراحی Vision و Mission در بسیاری از پروژههای توسعه سازمان یکی از نقاط شروع مهم است.
- ایجاد جهت مشترک برای مدیران و تیمها
- کمک به تصمیمگیری دقیقتر در شرایط پیچیده
- شفاف شدن اولویتهای استراتژیک سازمان
- تقویت هویت سازمانی و فرهنگ مشترک
- کمک به جذب نیروی انسانی و سرمایهگذار مناسب
- کاهش تصمیمهای پراکنده و کوتاهمدت
- اتصال بهتر اهداف کلان به برنامههای اجرایی
ویژگیهای یک چشمانداز خوب
چشمانداز خوب باید فراتر از یک جمله زیبا باشد. این بیانیه باید آیندهای را توصیف کند که هم الهامبخش است و هم با واقعیتهای سازمان و بازار ارتباط دارد. چشمانداز اگر بیش از حد کلی باشد، جهت نمیدهد و اگر بیش از حد غیرواقعی باشد، برای تیمها قابل باور نخواهد بود.
یک چشمانداز خوب معمولاً چند ویژگی مهم دارد:
- بلندمدت و آیندهنگر است.
- ساده، قابل فهم و قابل انتقال است.
- به سازمان جهت میدهد و تصمیمها را متمرکز میکند.
- با ظرفیتها، منابع و بازار هدف سازمان بیارتباط نیست.
- برای کارکنان و مدیران الهامبخش است.
- قابل تبدیل به اهداف استراتژیک و نقشه راه اجرایی است.
برای مثال، اگر یک شرکت فناوری قصد دارد در پنج سال آینده وارد بازار سازمانهای بزرگ شود، چشمانداز آن باید این جهتگیری را بازتاب دهد. در غیر این صورت، تیم فروش، محصول، بازاریابی و عملیات ممکن است هرکدام مسیر متفاوتی را دنبال کنند.
چکلیست سریع بیانیه چشمانداز خوب
- آینده مطلوب سازمان را روشن میکند.
- برای مدیران و تیمها قابل فهم است.
- با بازار، ظرفیت سازمان و مسیر رشد همخوانی دارد.
- الهامبخش است اما خیالپردازانه نیست.
- میتواند به اهداف استراتژیک تبدیل شود.
ویژگیهای یک مأموریت خوب
مأموریت سازمان باید دلیل وجود شرکت را بهصورت روشن، واقعی و قابل فهم بیان کند. یک مأموریت خوب فقط نمیگوید «ما بهترین خدمات را ارائه میدهیم»؛ بلکه مشخص میکند سازمان برای چه کسانی، چه نوع ارزشی ایجاد میکند و چه مسئلهای را حل میکند.
اگر مأموریت سازمان بیش از حد کلی نوشته شود، نمیتواند به تصمیمگیری کمک کند. برای مثال، جملهای مثل «ارائه بهترین خدمات به مشتریان» تقریباً برای هر شرکتی قابل استفاده است و تمایز خاصی ایجاد نمیکند. اما اگر مأموریت دقیقتر نوشته شود، میتواند به تیمها کمک کند بدانند چه نوع مشتریانی مهمترند، چه ارزشی باید خلق شود و سازمان چرا در این بازار فعالیت میکند.
یک مأموریت خوب معمولاً این ویژگیها را دارد:
- دلیل وجود سازمان را روشن میکند.
- مخاطب یا مشتری اصلی سازمان را مشخص میکند.
- نوع ارزشآفرینی سازمان را توضیح میدهد.
- با مدل کسب و کار و توان واقعی سازمان هماهنگ است.
- برای کارکنان، مشتریان و ذینفعان قابل فهم است.
- قابل استفاده در تصمیمگیری، بازاریابی و طراحی خدمات است.
اشتباهات رایج در نوشتن Vision و Mission
بسیاری از سازمانها چشمانداز و مأموریت دارند، اما این بیانیهها در تصمیمهای واقعی شرکت نقشی ندارند. دلیل اصلی این مسئله آن است که Vision و Mission اغلب فقط بهعنوان متن رسمی نوشته میشوند، نه بهعنوان ابزار تصمیمگیری و جهتدهی سازمان.
یکی از رایجترین اشتباهات، استفاده از جملات کلیشهای است. عباراتی مثل «بهترین بودن»، «رضایت مشتری»، «کیفیت برتر» یا «نوآوری مستمر» اگر دقیق نشوند، تمایزی ایجاد نمیکنند. مأموریت و چشمانداز باید متناسب با بازار، مشتری، مدل کسب و کار و ظرفیت واقعی سازمان نوشته شوند.
اشتباه دیگر، کپی کردن از شرکتهای بزرگ است. ممکن است یک جمله برای یک شرکت جهانی مناسب باشد، اما برای یک شرکت در حال رشد، یک استارتاپ B2B یا یک سازمان ایرانی هیچ کاربرد عملی نداشته باشد. هر سازمان باید Vision و Mission خود را بر اساس هویت، مزیت رقابتی و مسیر رشد خودش طراحی کند.
- نوشتن جملات کلی و غیرقابل تمایز
- کپی کردن از برندهای بزرگ یا رقبا
- طولانی، مبهم یا بیش از حد تبلیغاتی نوشتن
- هماهنگ نبودن مأموریت با مدل درآمدی واقعی
- تعریف چشمانداز بدون توجه به منابع و توان سازمان
- استفاده نکردن از Vision و Mission در تصمیمهای اجرایی
- مشارکت ندادن مدیران کلیدی در فرآیند تدوین
چکلیست بیانیه مأموریت خوب
- مشخص میکند سازمان چرا وجود دارد.
- مشتری یا ذینفع اصلی را روشن میکند.
- نوع ارزشآفرینی سازمان را توضیح میدهد.
- واقعی، قابل باور و غیرکلیشهای است.
- با خدمات، محصول، بازار و مدل درآمدی سازمان هماهنگ است.
- میتواند در تصمیمهای روزمره و استراتژیک استفاده شود.
چه زمانی باید چشمانداز و مأموریت سازمان بازطراحی شود؟
چشمانداز و مأموریت سازمان برای همیشه ثابت نمیمانند. درست است که این دو بیانیه نباید با هر تغییر کوچک در بازار عوض شوند، اما وقتی سازمان وارد مرحله جدیدی از رشد میشود یا مسیر کسب و کار تغییر میکند، بازبینی آنها ضروری است.
برای مثال، شرکتی که در ابتدا با هدف ارائه خدمات به کسب و کارهای کوچک شکل گرفته، ممکن است بعد از چند سال تصمیم بگیرد وارد بازار شرکتهای بزرگ، صنایع تخصصی یا مشتریان سازمانی شود. در این حالت، مأموریت و چشمانداز قبلی ممکن است دیگر با مسیر جدید هماهنگ نباشند.
گاهی هم تغییر در بازار، رقبا، فناوری یا انتظارات مشتریان باعث میشود سازمان نیاز به بازنگری در جهتگیری خود داشته باشد. در چنین موقعیتی، استفاده از مشاوره استراتژی میتواند کمک کند بازطراحی Vision و Mission فقط بر اساس سلیقه مدیران انجام نشود و به تحلیل بازار، توان داخلی و مزیت رقابتی متصل باشد.
- شرکت وارد مرحله رشد جدید شده است.
- بازار هدف یا مشتریان اصلی تغییر کردهاند.
- رقبا و شرایط صنعت تغییر جدی داشتهاند.
- استراتژی فعلی دیگر پاسخگوی مسیر سازمان نیست.
- تیمها برداشت مشترکی از مسیر آینده ندارند.
- شرکت وارد فرآیند جذب سرمایه، ادغام یا تغییر مالکیت شده است.
- محصولات، خدمات یا مدل درآمدی سازمان تغییر کردهاند.
ارتباط چشمانداز و مأموریت با تدوین استراتژی سازمانی
چشمانداز و مأموریت نقطه شروع تدوین استراتژی هستند. مأموریت روشن میکند سازمان چرا فعالیت میکند و برای چه کسانی ارزش ایجاد میکند. چشمانداز هم مقصد بلندمدت را مشخص میکند. بعد از روشن شدن این دو بخش، سازمان میتواند اهداف کلان، مسیر رشد، بازار هدف، مزیت رقابتی و برنامه اجرایی خود را طراحی کند.
اگر Vision و Mission مشخص نباشند، استراتژی سازمان معمولاً به مجموعهای از اهداف پراکنده تبدیل میشود. ممکن است یک واحد روی رشد فروش تمرکز کند، واحد دیگر روی کاهش هزینه و واحد دیگر روی توسعه محصول؛ اما بدون یک جهت مشترک، این تلاشها الزاماً به رشد هماهنگ سازمان منجر نمیشوند.
در یک فرآیند حرفهای، ابتدا مأموریت و چشمانداز بازبینی میشوند، سپس تحلیل محیط داخلی و خارجی انجام میشود، فرصتها و تهدیدها بررسی میشوند و در نهایت مسیر استراتژیک سازمان طراحی میشود. در همین مرحله، استفاده از تحلیل SWOT میتواند به سازمان کمک کند نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای خود را دقیقتر ببیند.
ارتباط Vision و Mission با OKR و اجرای استراتژی
چشمانداز و مأموریت اگر فقط در سایت، بروشور یا فایل معرفی شرکت باقی بمانند، ارزش اجرایی زیادی ایجاد نمیکنند. ارزش واقعی آنها زمانی مشخص میشود که به اهداف کلان، شاخصها، پروژهها و برنامههای عملیاتی تبدیل شوند.
برای مثال، اگر چشمانداز یک شرکت تبدیل شدن به بازیگر اصلی بازار B2B در یک صنعت خاص باشد، این چشمانداز باید به اهداف مشخص در فروش، محصول، بازاریابی، عملیات، منابع انسانی و مالی تبدیل شود. در غیر این صورت، چشمانداز فقط یک جمله الهامبخش باقی میماند.
در این مسیر، اجرای استراتژی با OKR میتواند به سازمان کمک کند Vision و Mission را به اهداف قابل پیگیری تبدیل کند. OKR باعث میشود اهداف کلان به سطح واحدها و تیمها منتقل شوند و همه بدانند سهم آنها در تحقق مسیر سازمان چیست.
نمونه ساده چشمانداز و مأموریت برای یک شرکت B2B
برای درک بهتر تفاوت چشمانداز و مأموریت، یک شرکت فرضی ارائهدهنده راهکارهای نرمافزاری سازمانی را در نظر بگیرید. این شرکت به سازمانها کمک میکند فرآیندهای عملیاتی خود را سادهتر، شفافتر و قابل اندازهگیریتر مدیریت کنند.
نمونه Vision و Mission برای یک شرکت B2B
مأموریت: ما به شرکتهای متوسط و بزرگ کمک میکنیم فرآیندهای عملیاتی خود را با راهکارهای نرمافزاری قابل اعتماد، سادهتر و قابل اندازهگیریتر مدیریت کنند.
چشمانداز: تبدیل شدن به یکی از سه ارائهدهنده اصلی راهکارهای نرمافزاری سازمانی در بازار ایران برای شرکتهای B2B تا پنج سال آینده.
در این مثال، مأموریت به دلیل وجود و نوع ارزشآفرینی امروز شرکت اشاره دارد. اما چشمانداز مقصد آینده و جایگاه مطلوب شرکت را نشان میدهد. همین تفاوت باعث میشود هر دو بیانیه در کنار هم معنا پیدا کنند.
مراحل تدوین چشمانداز و مأموریت سازمان
تدوین Vision و Mission بهتر است بهصورت مشارکتی و تحلیلی انجام شود. این کار نباید فقط به واحد برندینگ یا یک فرد در سازمان سپرده شود؛ چون چشمانداز و مأموریت روی کل مسیر سازمان اثر میگذارند و باید از دل شناخت واقعی کسب و کار بیرون بیایند.
- تحلیل وضعیت فعلی سازمان: ابتدا باید مشخص شود سازمان امروز کجاست، چه توانمندیهایی دارد و با چه چالشهایی روبهروست.
- شناخت مشتریان و ذینفعان کلیدی: مأموریت بدون شناخت مشتری و ذینفعان، دقیق و کاربردی نخواهد بود.
- بررسی بازار، رقبا و روندهای صنعت: Vision باید با آینده بازار و تغییرات صنعت هماهنگ باشد.
- تعریف ارزشآفرینی اصلی سازمان: سازمان باید بداند دقیقاً چه ارزشی ایجاد میکند و چرا این ارزش مهم است.
- مشخص کردن مقصد بلندمدت: چشمانداز باید تصویری روشن از آینده مطلوب ارائه دهد.
- تدوین نسخه اولیه Vision و Mission: نسخه اولیه باید ساده، روشن و قابل بحث باشد.
- دریافت بازخورد از مدیران کلیدی: مشارکت مدیران باعث میشود بیانیه نهایی واقعیتر و قابل اجراتر باشد.
- اتصال به اهداف استراتژیک: در نهایت، Vision و Mission باید به اهداف، شاخصها و برنامههای اجرایی متصل شوند.
نقش مشاور استراتژی در بازطراحی چشمانداز و مأموریت
بازطراحی چشمانداز و مأموریت زمانی ارزشمند است که از جملات کلیشهای فاصله بگیرد و به تصمیمسازی واقعی کمک کند. مشاور استراتژی در این مسیر به سازمان کمک میکند مأموریت و چشمانداز خود را بر اساس واقعیت بازار، توان داخلی، مزیت رقابتی، مدل کسب و کار و مسیر رشد طراحی کند.
در بسیاری از سازمانها، مدیران برداشتهای متفاوتی از مسیر آینده دارند. مشاور میتواند این برداشتها را ساختارمند کند، اختلاف دیدگاهها را به گفتوگوی مدیریتی تبدیل کند و در نهایت به بیانیهای برسد که هم الهامبخش باشد و هم مبنای تصمیمگیری قرار گیرد.
به همین دلیل، بازطراحی Vision و Mission فقط یک کار نگارشی نیست؛ بخشی از فرآیند بازبینی استراتژی، همراستاسازی مدیران و آمادهسازی سازمان برای رشد مرحله بعد است.
جمع بندی
چشمانداز و مأموریت سازمان دو جمله تزئینی نیستند. مأموریت توضیح میدهد سازمان چرا وجود دارد، برای چه کسانی ارزش ایجاد میکند و چه مسئلهای را حل میکند. چشمانداز هم نشان میدهد سازمان در آینده میخواهد به چه جایگاهی برسد و چه مسیری را دنبال کند.
وقتی این دو مفهوم بهدرستی تعریف شوند، تصمیمگیری مدیریتی، تدوین استراتژی، توسعه بازار، جذب نیرو، طراحی اهداف و اجرای برنامهها شفافتر میشود. اما اگر Vision و Mission فقط برای ظاهر برند نوشته شوند، نمیتوانند به رشد و همراستاسازی سازمان کمک کنند.
برای سازمانهایی که در مرحله رشد، تغییر بازار، بازبینی استراتژی یا همراستاسازی تیمها قرار دارند، بازطراحی چشمانداز و مأموریت میتواند نقطه شروعی جدی برای تصمیمگیری دقیقتر و حرکت منظمتر باشد.
آیا چشمانداز و مأموریت سازمان شما هنوز با مسیر رشدتان هماهنگ است؟
اگر سازمان شما در مرحله رشد، تغییر بازار، بازبینی استراتژی یا همراستاسازی تیمها قرار دارد، بازطراحی Vision و Mission میتواند مسیر تصمیمگیری را شفافتر کند.
تیم استراتوس میتواند از مسیر مشاوره استراتژی سازمان به شما کمک کند چشمانداز، مأموریت و مسیر رشد سازمان را دقیقتر بازطراحی کنید.
سوالات متداول
چشمانداز سازمان چیست؟
چشمانداز سازمان تصویر مطلوب آینده شرکت است و نشان میدهد سازمان در بلندمدت میخواهد به چه جایگاهی در بازار، صنعت یا جامعه برسد.
مأموریت سازمان چیست؟
مأموریت سازمان دلیل وجود شرکت را توضیح میدهد و مشخص میکند سازمان برای چه کسانی، چه مسئلهای را حل میکند و چگونه ارزش ایجاد میکند.
تفاوت چشمانداز و مأموریت چیست؟
مأموریت به دلیل وجود و ارزشآفرینی امروز سازمان مربوط است، اما چشمانداز مقصد آینده و جایگاه مطلوب سازمان را نشان میدهد.
آیا هر شرکت باید Vision و Mission داشته باشد؟
بله، هر شرکتی که میخواهد رشد منظم، تصمیمگیری دقیق و تیمهای همراستا داشته باشد، به چشمانداز و مأموریت شفاف نیاز دارد.
چه زمانی باید چشمانداز و مأموریت بازطراحی شود؟
زمانی که بازار تغییر کرده، سازمان رشد کرده، استراتژی قبلی پاسخگو نیست، مدل کسب و کار تغییر کرده یا تیمها برداشت مشترکی از مسیر آینده ندارند، بازطراحی Vision و Mission ضروری میشود.

