استراتژی و ساختار

بهتر است برای استراتژی تدوین شده ساختار سازمان را باز طراحی کرد و نه برای ساختار فعلی استراتژی طراحی کرد چرا که ساختار فعلی شرکت، پاسخگوی نیازهای حال حاضر شرکت است در حالی که استراتژی به منابع و ساختاری نیاز دارد که پاسخگوی نیازهای آتی بازار باشد.

آلفرد چندلر میگوید:” ساختار از استراتژی پیروی میکند همانگونه که پای چپ از پی پای راست می آید”

تدوین استراتژی شرکتی

استراتژی چیست؟

تعریفهای متفاوتی در مورد استراتژی وجود دارد. قبل از هر چیز به مختصری در مورد ریشه واژه استراتژی می پردازیم

کلمه “استراتژی” از واژه یونانی استراتژیا (Strategia) گرفته شده است که به معنای “فرماندهی و رهبری” است. این واژه در اصل به معنای “هنر لشگرکشی فرمانده ارتش” بوده است. ریشه کلمه استراتژیا نیز استراتژوس (strategos) به معنی ژنرال جنگ و استراتوس (stratos) به معنی لشگر است.  معنای احتمالی دیگر استراتوس، لشگر اردو زده است.

کلمه “استراتژی” برای اولین بار در اوایل دهه 1800 میلادی در زبان انگلیسی استفاده شد. این کلمه از کلمه دیگری در زبان انگلیسی به نام “Stratagem” گرفته شده است که از اواخر قرن پانزدهم میلادی استفاده می‌شده است. این کلمات ریشه خود را به یونانی باز می‌گردانند، “Stratos” به معنای ارتش + “agein” به معنای رهبری کردن.

استفاده از این واژه امروزه فراتر از مفهوم اولیه خود گذشته و در تمامی عرصه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

استراتژی در هر زمینه‌ای که رسیدن به یک هدف خاص در اولویت قرار داشته باشد، نقش پررنگ‌تری دارد. هرچه مسیر دست‌یابی به هدف نهایی متلام‌تر باشد، استراتژی نیز به همان مقدار باید منعطف گردد.

از آنجایی که منابع برای رسیدن به اهداف بلند مدت و حتی کوتاه مدت محدود هستند، تعیین استراتژی اهمیت پیدا می‌کند. در اصل می‌توان گفت به بسیج کردن منابع به روشی درست، برای تحقق و رسیدن به هدف غایی استراتژی گفته می‌شود.

چرا یک سازمان به استراتژی نیاز دارد؟

یک سازمان ذینفعان مختلفی دارد. از مشتریان و کارکنان گرفته تا اعضای هئیت مدیره و سهامداران. برای اینکه بتوانیم منابع محدود سازمان را اعم از منابع انسانی، نقدینگی، دانش و تجربه و … را در راستای یک هدف خاص پیش ببریم و به آن هدف برسیم نیاز داریم استراتژی داشته باشیم.

استراتژی بیشتر از همه به درد چه کسانی در سازمان میخورد؟

با توجه به اینکه هدفگذاری یک مجموعه معمولا توسط مدیران ارشد شرکت صورت میگیرد، تصمیم این که از چه مسیری برای رسیدن به آن هدف برسیم نیز معمولا توسط ایشان گرفته میشود.

کارکنان یک شرکت نیز برای اینکه بتوانند کار خود را در راستای اهداف تعیین شده انجام دهند نیاز دارند که با استراتژی شرکت آشنا شده و فعالیتهای خود را بر طبق آن مسیر سازگار کنند.

رابطه استراتژی و تصمیم

استراتژی همان تصمیمی است که در سازمان گرفته شده است. وقتی که تصمیم گرفته میشود تصمیم A انجام شود به معنی این است که تصمیمات B، C و … انجام نشود. برای مثال در حوزه استراتژی بازاریابی در فضای غیر انحصاری، یک شرکت یا مجموعه نمیتواند همه محصولات و خدمات حوزه فعالیت خود را به همه بخشهای مشتری ارائه دهد به عبارت دیگر نمیشود هر گونه محصول را با کیفیتهای مختلف به همه مشتریان ارائه داد، چرا؟ چون منابع محدود است.

مشتریان ما چه کسانی هستند؟

مدیران عاملی یا مالک- مدیرعاملهایی که در شرکتهای کوچک و متوسط مقیاس فعالیت دارند و

  1. قصد توسعه کسب و کار خود را دارند
  2. قصد دارند سازمان خود را توسعه دهند
  3. درگیر حجم زیادی از فعالیتهای روزمره و کوتاه مدت هستند و فرصت پرداختن به برنامه های بلند مدت را ندارند
  4. نیاز به هماهنگ کردن بخشهای مختلف کسب و کار خود را در راستای اهداف مشخص را احساس میکنند
  5. احساس میکنند به آنجایی که باید نرسیده اند

 

خروجی خدمت ما

  1. سند استراتژی سازمان مشتمل بر
    1. چشم انداز
    2. ماموریت
    3. ارزشهای سازمان
    4. اهداف سازمان
    5. استراتژی سازمان
    6. استراتژی عملیاتی واحدهای سازمان
  2. آموزش مفاهیم استراتژی
  3. آشنایی بدنه سازمان با استراتژیهای سازمان
  4. پایش اجرای استراتژی در سازمان

 

اجرای استراتژی با راه اندازی OKR

OKR چیست؟

یکی از روشهای مطرح جهت پیاده سازی استراتژی در سازمانها است که اولین بار توسط شرکت گوگل مورد استفاده قرار گرفته و در حال حاضر در دنیا ترند شده است.

یکی از چالشهای اصلی استراتژی، اجرای آن است. آماری وجود دارد که حدود 10 درصد از استراتژیهای تدوین شده در شرکتها و سازمانها اجرایی میشوند.

OKR مخفف Objective+ Key Result است که در آن بر خلاف روشهای سنتی هدف گذاری که معمولا به صورت عمودی اهداف از بالا به پایین دیکته میشدند، در این روش، درک بدنه سازمان را از اهداف کلان سازمان و استراتژیها بالا میرود و هدف گذاری با روشی مشخص به صورت مشترک توسط بدنه و مدیران ارشد انجام میپذیرد. OKR کمک میکند احتمال تحقق اهداف سازمانی در این روش نسبت به سایر روشهای هدف گذاری بیشتر شود.

چه کسانی به OKR نیاز دارند؟

به طور کلی همه افرادی که دغدغه پیش رفتن سازمان در مسیر اهداف و استراتژیهای تعیین شده را داشته باشند اعم از مدیران ارشد، مدیران لایه میانی و عملیاتی و بدنه کارشناسی سازمان میتوانند از این روش بهره ببرد.

رابطه OKR و استراتژی

در سازمانها نیاز است استراتژی تعیین شود و سپس به کمک OKR آن را در سازمان جاری کنیم. بنابراین OKR همان استراتژی نیست و نمیتواند جایگزین استراتژی شود.

خروجی ارائه سرویس OKR توسط ما

  1. آموزش OKR در سازمان در دو سطح مدیران و کارشناسان
  2. تدوین پلن اجرای OKR در سازمان و تعیین گروههای هدف
  3. کمک به برگذاری جلسات تعیین OKRهای استراتژیک با حضور مدیران شرکت
  4. برگذاری جلسات تعیین OKRهای واحدهای تعیین شده به عنوان گروه هدف

بیزینس پلن/ طرح کسب و کار

بیزینس پلن یا طرح کسب و کار چیست؟

طرح کسب و کار یا بیزینس پلن، سندی است که اهداف تجاری، راهبردهای دستیابی به آنها و زمان‌بندی این فرآیند را معمولا در هنگام شروع کسب و کار مشخص می‌کند. این سند با بررسی جوانب بازاریابی، مالی و عملیاتی شرکت، نقشه راهی برای رسیدن به اهداف ارائه می‌دهد. بیزینس پلن می‌تواند در شناسایی فرصت‌ها و چالش‌های کسب و کار و جذب سرمایه‌گذاران یا دریافت وام تجاری مفید باشد.

چه کسانی ممکن است به بیزینس پلن نیاز داشته باشند؟

معمولا افرادی که قصد شروع یک کسب و کار را چه به صورت سنتی و چه به صورت استارتاپ را دارند ممکن است به این خدمت علاقمند باشند.

همینطور سازمانها و شرکتهایی که قصد دارند کسب و کار خود را توسعه دهند و محصول جدیدی به لیست محصولات خود اضافه نمایند بهتر است قبل از شروع به توسعه و تولید، طرح کسب و کار آن را تهیه نمایند.

رابطه بیزینس پلن و بیزینس مدل

مدل کسب و کار یکی از بخشهای بیزینس پلن است و معمولا برای رسیدن به مدل نهایی بارها بازنویسی میشود.

رابطه بیزینس پلن و پیش بینی مالی و Cashflow؟

جدول ورودی و خروجی نقدینگی و در نهایت جریان نقدینگی یک کسب و کار که بر اساس آن میزان بازده داخلی پروژه و نقطه سر به سر کسب و کار به دست می آید یکی از بخشهای بیزینس پلن است که معمولا با طرح تجاری/ بیزینس پلن اشتباه گرفته می شود. یکی از دلایل این کار، علاقه مندی سرمایه گذاران با تخصص مالی به این بخش است که باعث جدی تر شدن این بخش از کار میشود و در دراز مدت به عنوان طرح تجاری در نظر گرفته شده است.

نکته ای که حائز اهمیت است این است که در صورتی که بخش های مختلف تهیه بیزینس پلن انجام نشود، این جدول و ارقام و اعداد آن چیزی بیشتر از یک حدس و گمان بی پایه نخواهد بود.

صحبتهایی در مورد بیزینس پلن/طرح تجاری

برخی سرمایه گذاران بیزینس پلن را یک سندی صرفا برای عدد سازی می نامند و آن را حاصل تخیل صاحب کسب و کار می دانند و معمولا آن را نادیده می گیرند. یکی از دلایل این کار را دینامیک بازار و تغییرات غیر قابل پیش بینی محیط عنوان میکنند که بیراه نیست. تجربه ما این است که بخش تحلیل مالی پروژه در صورتی که پایه بیزینسی قوی آن را حمایت نکند، همان تخیل صاحب کسب و کار است و نمیشود به آن تکیه کرد.

در نظر ما یک بیزینس پلن جامع که توسط متخصصین این کار تهیه شود، نگاه با زاویه دید دیگری است به کسب و کار و کمک خواهد کرد تضارب آرا در مورد ارزش پیشنهادی یک کسب و کار یا محصول صورت بگیرد، استراتژی ورود به بازار مشخص شود و بر اساس آن بخشهای مختلف بازار، مشتریان هدف، قیمت و سایر بخش های آمیخته بازاریابی در یک سطح کلان تر استخراج شود. با بررسی این موارد و به همراه آن گامهای عملیاتی سازی کسب و کار و تحلیل ریسک کسب و کار کمک خواهد کرد که میزان عقلانیت موجود در یک طرح تجاری افزایش یابد.

از این نظر طرح تجاری که با جدیت و مشارکت صاحب کسب و کار و متخصصین این کار تهیه شده باشد به عنوان یک طرح جامع به پیشبرد کسب و کار کمک خواهد کرد.

خروجی سرویس تهیه بیزینس پلن ما

برگذاری جلسات مختلف با صاحبان کسب و کار جهت تحلیل عمیق و رسیدن به موارد زیر

  1. تیم پروژه و لیست شایستگیها
  2. بوم ارزش پیشنهادی
  3. بوم مدل کسب و کار
  4. استراتژی بازاریابی
    1. تحلیل بازارها
    2. بخش بندی مشتریان و انتخاب بازار هدف
    3. 4P
  5. تدوین استراتژی سازمان
  6. تحلیل ریسک کسب و کار
  7. تحلیل مالی پروژه

 

 

 

استراتژی محصول

مدیریت محصول چیست؟

مدیریت محصول یک عملکرد استراتژیک در یک سازمان است که بر روی توسعه، برنامه ریزی و بازاریابی یک محصول یا مجموعه‌ای از محصولات تمرکز دارد. این عملکرد شامل نظارت بر چرخه کارکرد کامل یک محصول از زمان طراحی و تولید تا راه‌اندازی، رشد و بازنشستگی نهایی آن از بازار می‌شود. مدیران محصول مسئول تعریف چشم انداز محصول، جمع‌آوری و اولویت‌بندی نیازهای محصول و همکاری نزدیک با تیم‌های چندگانه هستند تا اطمینان حاصل شود که توسعه و تحویل موفقیت‌آمیز محصول انجام شود.

رابطه مدیر محصول و مالک محصول

مالک محصول بیشتر بر روی جنبه‌های تاکتیکی توسعه محصول تمرکز دارد و به نزدیکی با تیم توسعه کار می‌کند، در حالی که مدیر محصول بیشتر بر روی جنبه‌های استراتژیک محصول تمرکز دارد و به نزدیکی با سایر ذینفعان، بازاریابی و سایر عملکردهای تجاری کار می‌کند. لازم به ذکر است که در برخی سازمان‌ها، به ویژه آن‌هایی که از روش‌های چابک استفاده نمی‌کنند، این نقش‌ها ممکن است با یکدیگر تداخل داشته باشند یا به یک نقش ترکیبی تبدیل شوند.

کدام گروه‌ها مخاطب اصلی مدیریت محصول در سازمان‌ها هستند؟

مخاطبان اصلی مدیریت محصول در سازمان‌ها شامل افرادی مانند:

  1. رهبری اجرایی: مدیران محصول معمولاً به رهبر اجرایی گزارش می‌دهند و مسئول ارتباط دادن استراتژی محصول، نقشه راه و عملکرد محصول به مدیریت ارشد سازمان هستند.
  2. تیم‌های توسعه و مهندسی: مدیران محصول با تیم‌های توسعه و مهندسی همکاری می‌کنند تا نیازهای محصول را به مشخصات فنی ترجمه کرده و اطمینان حاصل کنند که محصولات با کیفیت بالا به موقع تحویل داده شود.
  3. تیم‌های بازاریابی و فروش: مدیران محصول به صورت نزدیک با تیم‌های بازاریابی و فروش همکاری می‌کنند تا استراتژی‌ها و روش‌های راه‌اندازی، تبلیغات و فروش محصول را برای بازار هدف توسعه دهند و همچنین بازخوردها و دیدگاه‌های مشتریان را جمع‌آوری کنند.
  4. مشتریان و کاربران نهایی: در نهایت، مشتریان و کاربران نهایی محصول نیز مخاطب اصلی مدیریت محصول هستند. مدیران محصول باید نیازها، ترجیحات و رفتارهای آن‌ها را درک کرده و محصولاتی را ایجاد کنند که با بازار هدف همخوانی داشته باشند.

خروجی خدمت ما در مورد مدیریت محصول چیست؟

  1. نقشه راه محصول
  2. نیازمندیهای محصول
  3. برنامه‌های راه‌اندازی و GTM
  4. تجزیه و تحلیل عملکرد محصول
  5. ارتباط موثر واحدهای سازمان و همکاری

 

استراتژی بازاریابی

استراتژی بازاریابی چیست؟

استراتژی بازاریابی یک برنامه عملیاتی است که برای تبلیغ و فروش یک محصول یا خدمت طراحی شده. این شامل شناسایی بازار هدف، درک نیازها و ترجیحات آنها و ایجاد یک برنامه برای رسیدن و متقاعد کردن آنها برای خرید محصول یا خدمت می‌شود. این می‌تواند شامل استراتژی‌های تبلیغاتی، قیمت‌گذاری، توزیع و برندینگ باشد.

چرا یک سازمان به استراتژی بازاریابی نیاز دارد؟

  1. شناخت بازار: استراتژی بازاریابی کمک می‌کند تا سازمان بازار مورد نظر خود را بهتر شناسایی کند و نیازها و ترجیحات مشتریان را درک کند.
  2. رقابت پذیری: با استراتژی بازاریابی مناسب، سازمان می‌تواند رقابت پذیری خود را افزایش دهد و در مقایسه با رقبا بهتر دیده شود.
  3. افزایش فروش: استراتژی بازاریابی مناسب می‌تواند منجر به افزایش فروش و درآمد سازمان شود.
  4. ارتباط با مشتریان: از طریق استراتژی بازاریابی، سازمان می‌تواند ارتباط خود با مشتریان را بهبود بخشیده و اعتماد آنها را جلب کند.
  5. رشد و توسعه: استراتژی بازاریابی مناسب می‌تواند به سازمان کمک کند تا رشد و توسعه خود را در بازار تسریع دهد.

به طور کلی، استراتژی بازاریابی به سازمان کمک می‌کند تا بازاریابی مؤثرتری داشته باشد، محصولات یا خدمات خود را بهتر معرفی کند و به نتیجه‌گیری بهتری دست یابد.

فرق استراتژی بازاریابی با عملیات بازاریابی چیست؟

استراتژی بازاریابی و عملیات بازاریابی دو جنبه مختلف از فعالیت‌های بازاریابی هستند. در اینجا تفاوت‌های اصلی بین آنها را بررسی می‌کنیم:

  1. استراتژی بازاریابی
    1. استراتژی بازاریابی مربوط به تعیین اهداف کلان و راهبردهای کلی بازاریابی سازمان است. این شامل تعیین بازار هدف، تعیین موقعیت محصول، تعیین بازاریابی میکس، تعیین قیمت و تعیین رویه‌های تبلیغاتی است.
    2. استراتژی بازاریابی تعیین می‌کند چگونه سازمان باید در بازار حضور داشته باشد و چگونه باید با مشتریان ارتباط برقرار کند.
  2. عملیات بازاریابی:
    1. عملیات بازاریابی مربوط به اجرای تکنیک‌ها و روش‌های خاص بازاریابی برای دستیابی به اهداف استراتژی بازاریابی است.
    2. این شامل اجرای تبلیغات، فروش مستقیم، روابط عمومی، بازاریابی اینترنتی و … می‌شود.
    3. عملیات بازاریابی به طور مستقیم با اجرای تکنیک‌ها و فعالیت‌های تبلیغاتی و فروشی سازمان در بازار سروکار دارد.

به طور خلاصه، استراتژی بازاریابی بر روی تعیین اهداف و راهبردهای کلی بازاریابی تمرکز دارد، در حالی که عملیات بازاریابی بر روی اجرای تکنیک‌ها و فعالیت‌های خاص بازاریابی تمرکز دارد.

تفاوت استراتژی بازاریابی و استراتژی بازاریابی دیجیتال در چیست؟

تفاوت اصلی بین استراتژی بازاریابی و استراتژی بازاریابی دیجیتال در کانال‌ها و ابزارهای استفاده شده برای رسیدن و ارتباط برقراری با مخاطبین هدف است.

استراتژی بازاریابی

استراتژی بازاریابی شامل رویکرد و برنامه کلی برای تعریف، ارائه و تبلیغ یک محصول یا خدمات به یک مخاطبین هدف است. این شامل شناسایی بازار هدف، درک نیازهای مشتریان و توسعه میکس بازاریابی (محصول، قیمت، مکان و تبلیغات) برای رفع آن نیازها می‌شود.

کانال‌های بازاریابی سنتی مانند رسانه‌های چاپی، تلویزیون، رادیو، ارسال مستقیم و رویدادهای حضوری اغلب در یک استراتژی بازاریابی جامع مورد استفاده قرار می‌گیرند.

استراتژی بازاریابی دیجیتال

استراتژی بازاریابی دیجیتال به طور خاص بر روی بهره‌گیری از کانال‌ها و فناوری‌های آنلاین برای دستیابی به اهداف بازاریابی تمرکز دارد. این شامل رسیدن و ارتباط برقراری با مخاطبین از طریق وب‌سایت‌ها، موتورهای جستجو، رسانه‌های اجتماعی، ایمیل، برنامه‌های تلفن همراه و سایر پلتفرم‌های دیجیتال می‌شود.

استراتژی‌های بازاریابی دیجیتال اغلب شامل تاکتیک‌هایی مانند بهینه‌سازی موتورهای جستجو (SEO)، بازاریابی محتوا، بازاریابی رسانه‌های اجتماعی، ایمیل مارکتینگ و تبلیغات آنلاین است.

به طور خلاصه، در حالی که استراتژی بازاریابی شامل یک دسته گسترده‌تر از فعالیت‌های تبلیغاتی در هر دو کانال سنتی و دیجیتال است، استراتژی بازاریابی دیجیتال به طور خاص برای بهره‌گیری از قابلیت‌ها و دسترسی منحصر به فرد پلتفرم‌های آنلاین و دیجیتال برای دستیابی به اهداف بازاریابی طراحی شده است.

 

خروجی خدمت ما

  1. اهداف بازاریابی واضح
  2. شناسایی مخاطبان هدف
  3. تجزیه و تحلیل رقبا
  4. موقعیت‌یابی و پیام‌رسانی
  5. میکس بازاریابی
  6. تاکتیک‌ها و کانال‌های بازاریابی
  7. اختصاص بودجه و منابع
  8. اندازه‌گیری و ارزیابی

استراتژی قیمت گذاری

استراتژی قیمت گذاری چیست؟

استراتژی قیمت گذاری روشی است که یک کسب و کار برای تعیین و تنظیم قیمت محصولات یا خدمات خود برای افزایش درآمد و سهم بازار استفاده می کند. کسب‌وکارها می‌توانند از استراتژی‌های قیمت‌گذاری مختلف، مانند قیمت‌گذاری بر مبنای هزینه، قیمت‌گذاری مبتنی بر ارزش و قیمت‌گذاری پویا برای دستیابی به اهداف خود استفاده کنند.

مزایای قیمت گذاری خوب

یک استراتژی قیمت گذاری خوب می تواند به کسب و کار کمک کند تا ارزش را به مشتریان منتقل کند، مشتریان را جذب کند، فروش را افزایش دهد، درآمد را افزایش دهد و حاشیه سود را بهبود بخشد. در حالی که یک استراتژی قیمت گذاری بد می تواند مشتریان نامناسبی را مورد هدف قرار دهد، آنها را نسبت به خرید محصول احساس عدم اطمینان کند و ارزش محصول را به صورت نادرست به تصویر بکشد.

انتخاب بهترین استراتژی قیمت گذاری برای کسب و کار شما نیاز به تحقیق، محاسبه و تفکر خوبی دارد. شما باید عواملی مانند اهداف درآمدی، ویژگی‌های محصول و مخاطبان، قیمت‌های رقبا، روندهای اقتصادی و تقاضای مصرف‌کننده را در نظر بگیرید. قیمت گذاری یک اهرم رشد کم استفاده است که می تواند تأثیر قابل توجهی بر عملکرد کسب و کار شما داشته باشد.

ویژگی های شرکت یا سازمانی که استراتژی قیمت گذاری ندارد چیست؟

  1. ناتوانی در برآورده کردن انتظارات بازار و نیازهای مشتری
  2. از دست دادن مزیت رقابتی و سهم بازار
  3. تضعیف ارزش پیشنهادی و تصویر برند محصولات یا خدمات
  4. از دست دادن فرصت های درآمد و سود
  5. ایجاد سردرگمی و ناهماهنگی در سازمان و مشتریان
  6. اتلاف وقت و منابع به دلیل تصمیمات و اقدامات قیمت گذاری ناکارآمد
  7. قرار دادن سازمان در معرض مسائل حقوقی و اخلاقی

ذینفعان اصلی استراتژی قیمت گذاری در سازمان چه کسانی هستند؟

  1. تیم قیمت گذاری
  2. تیم فروش
  3. تیم بازاریابی
  4. تیم مالی
  5. مشتریان

مشتریان ما چه کسانی هستند؟

  1. شرکتها و کسب و کارهایی که قصد دارند یک محصول جدید به بازار عرضه کنند
  2. کسب و کارهایی که تازه فعالیت خود را شروع کرده اند.
  3. شرکتهایی که پس از گذشت سالها به ثبات در نقدینگی نرسیده اند و هر چه میدوند به آنجایی که دوست دارند نمیرسند.

 

خروجی خدمت ما

  1. بوم ارزش پیشنهادی محصول
  2. بررسی بازارها
  3. بررسی طول عمر محصول
  4. پکیج محصول
  5. قیمت نهایی پیشنهادی

خدمات ویژه استارتاپها

منظور از خدمات ویژه استارتاپها چیست؟

اعتقاد داریم یک استارتاپ به منظور رشد و توسعه کسب و کار نیاز دارد با طیف وسیعی از دغدغه ها دست و پنجه نرم کند. این دغدغه ها از اجاره کردن یک دفتر تا تشکیل تیم های مختلف فنی و بازاریابی، تهیه بیزینس پلن و جذب سرمایه گذار را شامل میشود.

در این راستا با توجه به ارتباطات و همکاران تجاری که داریم در حوزه های مختلف مشاوره، تولید نرم افزار، تحلیل داده و سرمایه گزاران مختلف مایل به کمک به استارتاپها و یا کسب و کارها برای توسعه بیزینس ایشان را داریم.

مخاطبین ما چه کسانی هستند؟

  1. صاحبان ایده و استارتاپها
  2. مالکین کسب و کارهایی که علاقمند به توسعه محصولات و بازار خود هستند

خدمتی که ارائه میدهیم

  1. جذب سرمایه گذار
  2. توسعه نرم افزار
  3. قیمت گذاری محصولات و خدمات.
  4. تهیه سرویس کاتالوگ.
  5. توسعه وب سایت.
  6. کوچینگ
  7. منتورینگ

آموزش سازمانی

چرایی آموزش در حوزه تخصصی استراتژی و مفاهیم مرتبط؟

اعتقاد داریم یکی از پایه های انجام یک تغییر جامع در کسب و کار ایجاد هم کلامی بین ارائه دهنده سرویس و کار فرما و مهمتر از آن ایجاد یک زبان مشترک در بین بخشهای مختلف کسب و کار کار فرما است. برای مثال در مورد تدوین استراتژی سازمان  نیاز است یک فهم و درک مشترکی از مفاهیم اولیه ایجاد شود تا بتوان در مورد آن به اشتراک نظر پرداخت. از طرفی تدوین استراتژی در سازمان بدون اجرا نه تنها باعث اتلاف وقت خواهد بود بلکه باعث سرخوردگی عناصر مختلف سازمان میشود. به این منظور نیاز است یک برنامه آموزشی در سطح سازمان در لایه های مختلف اجرا شود.

در حال حاضر چه آموزشهایی توسط ما ارائه میشود؟

  1. تدوین و اجرای استراتژی در سازمان: این دوره به شما می آموزد که چگونه چشم انداز، ماموریت، اهداف و مقاصد سازمان خود را تعریف کنید و چگونه آنها را به اقدامات و برنامه های موثر تبدیل کنید.
  2. مهارت های رهبری و مدیریت استراتژیک: این دوره به شما کمک می کند تا مهارت ها و شایستگی های مورد نیاز برای رهبری و مدیریت سازمان خود را در یک محیط پویا و رقابتی توسعه دهید.
  3. سبک ها و شیوه های رهبری: این دوره شما را با سبک ها و شیوه های مختلف رهبری و نحوه انطباق آنها با موقعیت ها و زمینه های مختلف آشنا می کند.
  4. رهبری الهام بخش: این دوره به شما نشان می دهد که چگونه تیم و ذینفعان خود را انگیزه دهید و چگونه یک فرهنگ سازمانی مثبت و سازنده را تقویت کنید.
  5. چارچوب OKR و پیاده سازی آن در سازمان: این دوره چارچوب OKR (اهداف و نتایج کلیدی) و نحوه استفاده از آن برای همسوسازی و سنجش عملکرد و پیشرفت سازمان را توضیح می دهد.
  6. چرخه حیات سازمانی و پیامدهای آن: این دوره به بررسی مراحل مختلف چرخه حیات سازمانی و چگونگی مدیریت چالش ها و فرصت هایی می پردازد که در هر مرحله به وجود می آیند.
  7. بازاریابی استراتژیک و مشتری مداری: این دوره به شما می آموزد که چگونه یک برنامه بازاریابی استراتژیک طراحی و اجرا کنید که بر مشتریان هدف شما و نیازها و ترجیحات آنها تمرکز دارد.
  8. مدیریت محصول و نوآوری: این دوره شما را در فرآیند توسعه و راه اندازی محصولات و خدمات جدید که نیاز بازار را برآورده می کند و برای مشتریان شما ارزش ایجاد می کند، راهنمایی می کند.
  9. فرآیندهای سازمانی و بهینه سازی آنها: این دوره به شما کمک می کند تا کارایی و اثربخشی فرآیندها و گردش کار سازمان خود را تجزیه و تحلیل و بهبود بخشید.
  10. مدیریت و توسعه استراتژیک منابع انسانی: این دوره ابزارها و تکنیک هایی را در اختیار شما قرار می دهد تا سرمایه انسانی خود را مدیریت و توسعه دهید و استراتژی منابع انسانی خود را با استراتژی سازمانی خود هماهنگ کنید.

مخاطبان آموزشهای ما چه کسانی هستند؟

تغییرات جامع در سطح سازمان بدون حمایت مدیران ارشد و همه بخشهای سازمان امکان پذیر نخواهد بود. پیشنهاد ما این است که این آموزشها با توجه به لایه های مختلف سازمان صورت گیرد. بسته به اندازه سازمان و رویکردهای افقی جدید در ساختارهای سازمانی مخاطبان آموزش در دوسطح زیر خواهند بود

  1. لایه مدیران ارشد و عملیاتی سازمان
  2. لایه کارشناسی سازمان

خروجی دوره آموزشی

    1. آموزش تعاملی مفاهیم پایه و رویکردهای مدرن
    2. بررسی case studyهای سازمان مورد هدف
    3. برگذاری آزمون

تدوین استراتژی شرکتی

در این پروژه ماموریت و چشم انداز، اهداف سه ساله و استراتژی سازمان با کمک مدیرعامل- مالک و سایر ارکان شرکت تدوین شد. علاوه بر آن اقدامان کوتاه مدت نیز به منظور پاسخ سریع به برخی مشکلات عملیاتی شرکت ارائه گردید. این شرکت دارای چهار لاین بیزینسی است که در استراتژی شرکتی، جهت گیری کلی سازمان مشتری و نحوه تعامل کسب و کارهای مختلف درون شرکت با یکدیگر تنظیم گردید.

مسئله اولیه مشتری این بود که پس از گذشت 17 سال از شروع کسب و کار، به آنجایی که دوست داشتیم نرسیدیم.
این شرکت به دلیل روحیه نوآوری مالک- مدیرعامل دارای محصولات متنوعی است و به بازارهای مختلف محصول ارائه می کند. یکی از آورده های تدوین استراتژی برای مدیرعامل شرکت این بود که حدود کسب و کار را مشخص نماید و با تمرکز به ماموریت شرکت و استراتژی های تدوین شده عمل نماید و برخی فعالیتهای شرکت را معلق نماید یا منابع کمتری به آن ها اختصاص دهد. فراموش نکنیم تعیین استراتژی در سازمان به معنی انتخاب یک مسیر و انتخاب نکردن مسیرهای دیگر است.

در لایه استراتژی شرکتی همانگونه که ذکر شد، استراتژی های کلان شرکت تدوین شد و مرحله بعد communicate کردن این استراتژی ها در سازمان و شکستن/ cascading استراتژی ها به لایه استراتژی کسب و کار/ business strategy است تا واحدهای مختلف مشغول در شرکت استراتژی مواجهه خود را بدانند و بر آن اساس حرکت نمایند. بدیهی است که در صورت پیشرفتن هر کدام از استراتژی های لایه کسب و کار، سازمان نیز در راستای استراتژی شرکتی خود پیش خواهد رفت.