تهیه بیزینس پلن

هنگام شروع یک کسب و کار یا در میانه راه هنگامی که تصمیم بر گسترش کسب و کار و تولید محصول جدید وجود دارد، نیاز به تهیه طرح کسب و کار یا بیزینس پلن احساس می شود.
مشتری ما در این حوزه، یک شرکت FinTech بود که بر اساس قوانین، محصولی را جهت تسهیل صدور صورت حساب الکترونیکی تولید کرده است. نیاز اولیه مشتری، تهیه بیزینس پلن جهت تصویب در هیئت مدیره و داشتن نقشه راه سه ساله درآمدی شرکت بود.

خروجی پروژه به کارفرما عبارت بود از:

  1. تیم پروژه و لیست شایستگیها
  2. بوم ارزش پیشنهادی
  3. بوم مدل کسب و کار
  4. استراتژی بازاریابی
    • تحلیل بازارها
    • بخش بندی مشتریان و انتخاب بازار هدف
    • 4P
  5. تدوین استراتژی سازمان
  6. تحلیل ریسک کسب و کار
  7. تحلیل مالی پروژه

برخی سرمایه گذاران بیزینس پلن را صرفا یک سند برای عدد سازی می نامند و آن را حاصل تخیل صاحب کسب و کار می دانند و معمولا آن را نادیده می گیرند. دینامیک بازار و تغییرات غیر قابل پیش بینی محیط، پایه استدلال ایشان است که بیراه هم نیست. تجربه ما این است که بخش تحلیل مالی پروژه در صورتی که پایه بیزینسی قوی آن را حمایت نکند، همان تخیل صاحب کسب و کار است و نمیتوان به آن تکیه کرد.

در نظر ما یک بیزینس پلن جامع که توسط متخصصین این کار تهیه شود، به کسب و کار و کمک خواهد کرد تا تضارب آرا در مورد ارزش پیشنهادی یک محصول/ خدمت صورت گیرد و بر اساس آن بخشهای مختلف بازار، مشتریان هدف، قیمت و سایر بخش های آمیخته بازاریابی در یک سطح کلان تر استخراج شود و سپس استراتژی ورود به بازار مشخص گردد. با نگاه دقیقتر به این موارد و به همراه آن تعیین گامهای عملیاتی سازی کسب و کار و همینطور تحلیل ریسک، میزان عقلانیت موجود در یک طرح تجاری افزایش خواهد یافت.

از این نظر طرح تجاری که با جدیت و مشارکت صاحب کسب و کار و متخصصین این کار تهیه شده باشد به عنوان یک طرح جامع به پیشبرد کسب و کار کمک خواهد کرد.

قیمت گذاری محصول

کارفرمای ما در این پروژه، قصد داشت با نوآوری در خصوص ساخت یک ماشین برای کارخانجات صنعتی، بخشی از دغدغه های آن ها را کاهش دهد.

کارفرما در این پروژه محصولی را به صورت آزمایشی تهیه کرده بود و قصد داشت محصول را با جدیت بیشتری تولید و به بازار عرضه کند.

مسئله این بود که قیمت این محصول را چقدر تعیین کنیم تا مشتری را از دست ندهیم؟

جهت پاسخ به این سوال فاکتورهای موثر بر قیمت محصول از جمله، طول عمر محصول، میزان رقابت، ارزش پیشنهادی و … را بررسی کردیم و در نهایت به ترکیبی از پکیج محصول و قیمت رسیدیم که مشتری اعتماد به نفس لازم برای ارائه آن به بازار را داشت.

راه اندازی OKR در سازمان

کارفرمای ما در این پروژه یک شرکت مبتنی بر داده بود که محصولات حوزه BI تولید میکرد. در این پروژه ما مامور شدیم تا OKR را در سطح سازمان راه اندازی کنیم. با توجه به اینکه در همین سازمان استراتژی های مدون وجود داشت راه اندازی OKR به صورت اصولی پیش رفت.

اخیرا با توجه به ترند شدن OKR در جهان، شرکتها برای پیشبرد پروژه های خود از این روش استفاده میکنند.متاسفانه در بسیاری از این شرکتها کارکنان از استراتژی سازمان بی اطلاع هستند. احتمال بسیار وجود دارد که این سازمانها به اهداف تعیین شده خود نرسند چرا که OKR روشی است برای خوب جاری شدن استراتژی در سازمان و اگر سازمانی استراتژی مشخصی نداشته باشد و یا به اندازه کافی communicate نشده باشد، کاری از دست OKR ساخته نیست.

خروجی که در این شرکت ارائه شد عبارت بود از:

  1. آموزش OKR در سازمان در دو سطح مدیران و کارشناسان
  2. تدوین پلن اجرای OKR در سازمان و تعیین گروههای هدف
  3. کمک به برگذاری جلسات تعیین OKRهای استراتژیک با حضور مدیران شرکت
  4. برگذاری جلسات تعیین OKRهای واحدهای تعیین شده به عنوان گروه هدف
  5. ارزیابی OKRهای دوره ای و تعیین OKR دوره بعد

نتیجه فعالیت ما این بود که 4 واحد در زنجیره ارزش شرکت این شیوه را استفاده کردند و تعدادی از پروژه های باز مانده از گذشته با این روش به نتیجه رسیدند.

فراموش نکنیم که OKR با کمک و اشتراک نظر لایه های زیر مجموعه و مشخصا کارشناسان تعیین میشود و اگر مدیری OKR تعیین کند و برای انجام به واحد زیر مجموعه تحویل دهد نتیجه مطلوب نخواهد گرفت.