تخصیص منابع در اجرای استراتژی؛ بودجه و منابع را چگونه هم‌راستا کنیم؟

تخصیص منابع در اجرای استراتژی

بسیاری از سازمان‌ها بعد از تدوین استراتژی با یک تناقض مهم روبه‌رو می‌شوند: اولویت‌های جدید تعریف شده‌اند، اما پول، نیروی انسانی، زمان مدیران و پروژه‌ها تقریباً همان مسیر قبلی را ادامه می‌دهند.

در چنین شرایطی، سازمان ممکن است در جلسات مدیریتی از رشد بازار جدید، توسعه محصول، تحول دیجیتال یا افزایش بهره‌وری صحبت کند؛ اما وقتی به بودجه، تعداد افراد، ظرفیت تیم‌ها و سبد پروژه‌ها نگاه می‌کنیم، می‌بینیم بخش عمده منابع هنوز صرف فعالیت‌هایی می‌شود که به اولویت‌های گذشته تعلق دارند.

تخصیص منابع در اجرای استراتژی دقیقاً برای حل همین شکاف است. هدف این نیست که فقط بودجه سالانه را بین واحدها تقسیم کنیم؛ بلکه باید مشخص شود کدام منابع محدود سازمان برای تحقق کدام اولویت استراتژیک مصرف خواهند شد، چه فعالیت‌هایی باید منابع بیشتری دریافت کنند و چه فعالیت‌هایی باید محدود، متوقف یا به تعویق بیفتند.

اگر هنوز مشخص نیست اولویت‌های کلان چگونه باید به اهداف، واحدها و اقدامات اجرایی تبدیل شوند، ابتدا ساختار پیاده‌سازی و Cascade استراتژی در سازمان باید روشن شود؛ تخصیص منابع مرحله‌ای است که بعد از این ترجمه، تعهد واقعی سازمان به اولویت‌هایش را نشان می‌دهد.

اصل مدیریتی

استراتژی واقعی را می‌توان در نحوه تخصیص منابع سازمان دید.

اگر یک موضوع در سند «اولویت» باشد اما در بودجه، ظرفیت تیم، پروژه‌ها و زمان مدیریت سهمی نداشته باشد، هنوز به اولویت اجرایی تبدیل نشده است.

تخصیص منابع استراتژیک چیست؟

تخصیص منابع استراتژیک فرآیندی است که در آن سازمان منابع محدود خود را متناسب با اولویت‌های استراتژیک توزیع می‌کند. این منابع فقط پول نیستند. در بسیاری از شرکت‌ها، محدودترین منبع حتی بودجه نیست؛ بلکه ظرفیت نیروی متخصص، توجه مدیران، زمان تصمیم‌گیری یا دسترسی به یک قابلیت خاص است.

به همین دلیل، اگر فقط بودجه مالی بررسی شود، بخش مهمی از مسئله دیده نخواهد شد.

۵ منبعی که باید هم‌زمان مدیریت شوند

01

منابع مالی

بودجه سرمایه‌گذاری و هزینه عملیاتی

02

نیروی انسانی

افراد، مهارت‌ها و ظرفیت تیم‌ها

03

زمان مدیریت

توجه و ظرفیت تصمیم‌گیری مدیران

04

فناوری و داده

سیستم‌ها، زیرساخت و اطلاعات

05

ظرفیت اجرایی

تعداد تغییراتی که سازمان واقعاً تحمل می‌کند

چرا تخصیص منابع یکی از حلقه‌های اصلی اجرای استراتژی است؟

استراتژی مجموعه‌ای از انتخاب‌هاست. انتخاب زمانی معنا پیدا می‌کند که بعضی فعالیت‌ها منابع بیشتری دریافت کنند و بعضی فعالیت‌ها سهم کمتری داشته باشند.

اگر بعد از تدوین استراتژی، هر واحد همان بودجه، همان تعداد نفر و همان مجموعه پروژه‌های قبلی را حفظ کند، احتمال زیادی وجود دارد که استراتژی جدید فقط روی کاغذ باقی بماند.

در مقاله چرا استراتژی‌ها در مرحله اجرا شکست می‌خورند؟ به این موضوع اشاره شد که بودجه نامرتبط و تعداد زیاد پروژه‌ها از موانع اجرای استراتژی‌اند. تخصیص منابع دقیقاً نقطه‌ای است که این دو مسئله باید به تصمیم عملی تبدیل شوند.

نشانه‌های اینکه منابع سازمان با استراتژی هم‌راستا نیستند

برای تشخیص این مسئله لازم نیست همیشه تحلیل پیچیده انجام شود. بعضی نشانه‌ها به‌وضوح نشان می‌دهند که میان استراتژی و تخصیص منابع شکاف وجود دارد.

نشانه ۱

بودجه بر اساس سال قبل بسته می‌شود

سهم واحدها تقریباً بدون توجه به تغییر اولویت‌ها حفظ می‌شود.

نشانه ۲

اولویت جدید بدون حذف کار قبلی اضافه می‌شود

تیم‌ها باید هم اهداف قبلی و هم اهداف جدید را هم‌زمان اجرا کنند.

نشانه ۳

افراد کلیدی روی چند پروژه پخش شده‌اند

منابع حیاتی بین پروژه‌های متعدد تقسیم شده‌اند.

نشانه ۴

پروژه‌های قدیمی متوقف نمی‌شوند

حتی وقتی ارتباطشان با جهت‌گیری جدید ضعیف شده است.

نشانه ۵

مدیران دائماً کمبود ظرفیت گزارش می‌کنند

اما هیچ فعالیتی برای آزاد کردن ظرفیت حذف نمی‌شود.

نشانه ۶

هر واحد از منابع خود دفاع می‌کند

تصمیم‌ها بر مبنای سهم واحد گرفته می‌شوند، نه نتیجه سازمان.

تفاوت بودجه‌ریزی سالانه با تخصیص منابع استراتژیک

این دو مفهوم با هم مرتبط‌اند، اما یکسان نیستند.

بودجه‌ریزی سالانه معمولاً مشخص می‌کند سازمان در یک دوره چه میزان درآمد، هزینه و سرمایه‌گذاری خواهد داشت. تخصیص منابع استراتژیک یک سؤال متفاوت مطرح می‌کند: «کدام انتخاب‌های استراتژیک باید بیشترین سهم از منابع محدود سازمان را دریافت کنند؟»

معیار بودجه‌ریزی سنتی تخصیص منابع استراتژیک
نقطه شروع بودجه و هزینه سال قبل اولویت‌های استراتژیک
واحد تحلیل واحد سازمانی اولویت، قابلیت و نتیجه
سؤال اصلی هر واحد چقدر بودجه لازم دارد؟ برای تحقق استراتژی چه منابعی لازم است؟
نوع تصمیم افزایش یا کاهش هزینه سرمایه‌گذاری، توقف، انتقال یا آزادسازی منابع
تناوب بازبینی اغلب سالانه دوره‌ای و متناسب با تغییر شرایط

چارچوب ۷ مرحله‌ای برای تخصیص منابع بر اساس استراتژی

یک مدل اجرایی مناسب باید سازمان را از «اولویت‌های استراتژیک» به «تصمیم درباره منابع» برساند. ترتیب زیر می‌تواند برای بسیاری از سازمان‌ها قابل استفاده باشد.

مرحله اول: اولویت‌های استراتژیک را محدود و شفاف کنید

تا زمانی که سازمان تعداد زیادی اولویت دارد، تخصیص منابع عملاً به توزیع منابع تبدیل می‌شود.

بهتر است مشخص شود در دوره موردنظر کدام سه تا پنج موضوع بیشترین اهمیت را دارند. این اولویت‌ها باید آن‌قدر روشن باشند که مدیران بتوانند درباره سرمایه‌گذاری یا عدم سرمایه‌گذاری روی یک پروژه تصمیم بگیرند.

آزمون ساده اولویت

اگر سازمان نمی‌تواند مشخص کند برای اجرای یک اولویت جدید چه چیزی باید کمتر شود یا متوقف شود، احتمالاً هنوز «اولویت» واقعی تعریف نشده است.

مرحله دوم: هر اولویت را به قابلیت‌های موردنیاز وصل کنید

اولویت استراتژیک به‌تنهایی برای تخصیص منابع کافی نیست. باید بدانیم تحقق آن به چه قابلیت‌هایی نیاز دارد.

برای مثال، «رشد در بازار B2B» ممکن است به توسعه قابلیت فروش سازمانی، محصول مناسب مشتریان بزرگ، سیستم CRM، تیم Customer Success و فرآیند قراردادهای پیچیده‌تر نیاز داشته باشد.

از اولویت تا نیاز منابع

اولویت

رشد بازار B2B

ورود به مشتریان سازمانی بزرگ

قابلیت

فروش سازمانی

Account Management و فروش پیچیده

منبع

افراد و بودجه

نیروی متخصص، آموزش و ابزار

نتیجه

Pipeline مناسب

افزایش فرصت‌های واجد شرایط

مرحله سوم: تصویر واقعی منابع موجود را بسازید

قبل از تصمیم درباره تخصیص جدید، باید بدانیم منابع فعلی کجا مصرف می‌شوند.

این تحلیل فقط شامل هزینه‌ها نیست. بهتر است برای پروژه‌ها و فعالیت‌های مهم مشخص شود چه مقدار بودجه، نیروی انسانی، زمان مدیریتی و ظرفیت فناوری مصرف می‌کنند.

چه اطلاعاتی جمع شود؟

بودجه مستقیم هر پروژه یا فعالیت
تعداد و تخصص افراد درگیر
درصد ظرفیت تیم‌های کلیدی
زمان مدیران ارشد و تصمیم‌های موردنیاز

مرحله چهارم: فعالیت‌های جاری را بر اساس نقش استراتژیک دسته‌بندی کنید

همه فعالیت‌های سازمان نباید استراتژیک باشند. بخشی از منابع باید صرف عملیات جاری، تعهدات قانونی، نگهداری سیستم‌ها و خدمت‌رسانی روزمره شود.

مشکل زمانی ایجاد می‌شود که این فعالیت‌ها آن‌قدر منابع مصرف کنند که برای اولویت‌های استراتژیک ظرفیت کافی باقی نماند.

دسته هدف نمونه تصمیم
عملیات ضروری حفظ عملکرد پایه کسب‌وکار حفظ حداقل منابع لازم
فعالیت استراتژیک ایجاد قابلیت یا مزیت جدید افزایش یا حفاظت از منابع
فعالیت کم‌اثر ارزش محدود نسبت به منابع مصرفی کاهش، توقف یا ساده‌سازی
الزامی رعایت تعهد قانونی یا قراردادی بهینه‌سازی هزینه اجرا

مرحله پنجم: تصمیم‌های تخصیص را بر اساس اثر و نیاز منابع بگیرید

برای مقایسه پروژه‌ها و فعالیت‌ها، یک ماتریس ساده می‌تواند مفید باشد. محور اول «اثر بر اولویت استراتژیک» و محور دوم «مصرف منابع» است.

ماتریس تصمیم تخصیص منابع

اثر بالا / منبع منطقی

سرمایه‌گذاری

حفاظت از منابع و اولویت دادن در تخصیص ظرفیت.

اثر بالا / مصرف زیاد

بازطراحی

کاهش دامنه یا اجرای مرحله‌ای برای کنترل مصرف منابع.

اثر پایین / مصرف کم

حفظ محدود

فقط در صورت نبود هزینه فرصت جدی ادامه یابد.

اثر پایین / مصرف زیاد

توقف یا کاهش

اولین منبع آزادسازی ظرفیت برای اولویت‌های مهم‌تر.

مرحله ششم: تصمیم تخصیص منابع را به بودجه و ظرفیت واقعی تبدیل کنید

یکی از نقاط ضعف رایج این است که مدیریت با اولویت جدید موافقت می‌کند اما تصمیم به تغییر واقعی منابع نمی‌گیرد.

در این مرحله باید تصمیم‌هایی مانند موارد زیر مشخص شوند: استخدام جدید، انتقال افراد، کاهش بودجه یک حوزه، توقف پروژه، تغییر قرارداد، خرید فناوری، کاهش Scope یا تغییر زمان‌بندی.

در بعضی سازمان‌ها، مشکل به شکل عمیق‌تری به ساختار مسئولیت و اختیار مربوط است. اگر واحدها نتوانند منابع را میان خود جابه‌جا کنند یا مالکیت قابلیت‌های موردنیاز روشن نباشد، مطالعه رابطه استراتژی و ساختار سازمان می‌تواند به تشخیص این مانع کمک کند.

مرحله هفتم: تخصیص منابع را به‌صورت دوره‌ای بازبینی کنید

تخصیص منابع نباید فقط یک تصمیم سالانه باشد. فرضیات بازار، عملکرد پروژه‌ها، ظرفیت تیم‌ها و اولویت‌ها ممکن است تغییر کنند.

بازبینی دوره‌ای می‌تواند ماهانه برای پروژه‌های حساس و فصلی برای تصمیم‌های بزرگ‌تر منابع انجام شود.

Review منابع

چهار سؤال در هر بازبینی

۱

کدام اولویت استراتژیک کمتر از میزان لازم منابع دریافت می‌کند؟

۲

کدام فعالیت منابع زیادی مصرف می‌کند اما اثر استراتژیک محدودی دارد؟

۳

آیا فرضیات اولیه درباره پروژه‌ها و قابلیت‌ها هنوز معتبر هستند؟

۴

چه منبعی باید در این دوره جابه‌جا، آزاد یا افزایش پیدا کند؟

نمونه عملی تخصیص منابع در یک شرکت B2B

مثال فرضی

شرکت B2B با اولویت ورود به مشتریان Enterprise

مدیریت یک شرکت نرم‌افزاری تصمیم می‌گیرد طی ۱۸ ماه سهم درآمد خود از مشتریان بزرگ سازمانی را افزایش دهد.

بررسی اولیه نشان می‌دهد استراتژی مشخص است، اما تخصیص منابع هنوز با این جهت‌گیری هماهنگ نشده:

فروش

۸۰٪ ظرفیت تیم همچنان صرف مشتریان کوچک می‌شود.

محصول

تیم محصول روی قابلیت‌های عمومی تمرکز دارد.

فناوری

ظرفیت کافی برای الزامات امنیتی Enterprise وجود ندارد.

مدیریت

جلسات همچنان بر فروش ماهانه کل تمرکز دارند.

در این وضعیت، اضافه کردن یک KPI جدید کافی نیست. سازمان باید منابع را جابه‌جا کند: بخشی از ظرفیت فروش روی حساب‌های هدف متمرکز شود، اولویت Roadmap محصول تغییر کند، بودجه امنیت افزایش یابد و بعضی پروژه‌های کم‌اثر متوقف شوند.

تخصیص منابع و مدیریت سبد پروژه‌های استراتژیک

یکی از مهم‌ترین محل‌های مصرف منابع، پروژه‌ها هستند. اگر سازمان پروژه‌های زیادی را فعال نگه دارد، حتی تصمیم درست درباره بودجه نیز ممکن است در عمل اثربخش نباشد.

هر پروژه جدید باید حداقل سه سؤال را پاسخ دهد:

ارتباط

این پروژه به کدام اولویت استراتژیک کمک می‌کند؟

اثر

چه نتیجه قابل اندازه‌گیری ایجاد خواهد کرد؟

هزینه فرصت

برای اجرای این پروژه چه کاری باید کمتر یا متوقف شود؟

این نگاه کمک می‌کند سازمان به جای «اضافه کردن دائمی پروژه جدید»، ظرفیت محدود خود را آگاهانه مدیریت کند.

نقش مدیران میانی در تخصیص منابع

مدیران میانی معمولاً بهترین تصویر را از ظرفیت واقعی تیم‌ها دارند. آن‌ها می‌دانند چه افرادی گلوگاه هستند، کدام پروژه‌ها بیش از برآورد اولیه زمان می‌برند و کدام فعالیت‌ها منابع زیادی مصرف می‌کنند.

به همین دلیل، تصمیم‌گیری درباره منابع نباید فقط در سطح مالی و مدیریت ارشد انجام شود.

در مقاله
نقش مدیران میانی در اجرای استراتژی
به اهمیت مدیران در ترجمه اولویت‌ها برای تیم‌ها پرداخته شده است. در موضوع منابع نیز همین مدیران باید شکاف میان «ظرفیت واقعی» و «انتظار استراتژیک» را به سطح تصمیم‌گیری منتقل کنند.

چک‌لیست هم‌راستایی منابع با استراتژی

خودارزیابی مدیریتی

آیا منابع شما از استراتژی پیروی می‌کنند؟

۱. آیا سه تا پنج اولویت اصلی سازمان مشخص‌اند؟
☐ بله    ☐ تا حدی    ☐ خیر

۲. آیا برای هر اولویت، قابلیت‌ها و منابع موردنیاز مشخص شده‌اند؟
☐ بله    ☐ تا حدی    ☐ خیر

۳. آیا بودجه سال جاری نسبت به اولویت‌های جدید تغییر کرده است؟
☐ بله    ☐ تا حدی    ☐ خیر

۴. آیا ظرفیت تیم‌های کلیدی اندازه‌گیری شده است؟
☐ بله    ☐ تا حدی    ☐ خیر

۵. آیا برای شروع پروژه جدید، پروژه‌های موجود دوباره اولویت‌بندی می‌شوند؟
☐ بله    ☐ تا حدی    ☐ خیر

۶. آیا فعالیت‌های کم‌اثر امکان توقف واقعی دارند؟
☐ بله    ☐ تا حدی    ☐ خیر

۷. آیا تخصیص منابع حداقل فصلی بازبینی می‌شود؟
☐ بله    ☐ تا حدی    ☐ خیر

۸. آیا مدیران بر اساس نتیجه سازمان تصمیم می‌گیرند، نه فقط بودجه واحد خود؟
☐ بله    ☐ تا حدی    ☐ خیر

اگر چند پاسخ «خیر» یا «تا حدی» دارید، ممکن است مسئله سازمان کمبود مطلق منابع نباشد؛ بلکه نحوه توزیع و اولویت‌بندی منابع نیازمند بازبینی باشد.

اشتباهات رایج در تخصیص منابع استراتژیک

اشتباه پیامد راه اصلاح
تقسیم مساوی منابع اولویت‌ها تفاوت واقعی پیدا نمی‌کنند تخصیص بر اساس اثر استراتژیک
شروع پروژه بدون توقف پروژه قبلی ازدحام و کمبود ظرفیت تصمیم صریح Start / Stop / Continue
تمرکز فقط روی پول گلوگاه انسانی و مدیریتی پنهان می‌ماند بررسی ظرفیت افراد و مدیران
قفل شدن بودجه برای یک سال عدم واکنش به تغییر شرایط بازبینی دوره‌ای تخصیص
دفاع واحدی از منابع بهینه‌سازی محلی به جای نتیجه سازمانی تصمیم بر مبنای اولویت کلان

آیا کمبود منابع مشکل اصلی است یا اولویت‌بندی؟

مدیران اغلب اولین توضیح برای تأخیر استراتژی را «کمبود منابع» می‌دانند. اما همیشه مسئله این نیست.

گاهی سازمان منابع کافی دارد، اما آن‌ها میان پروژه‌های زیاد پخش شده‌اند. گاهی افراد کلیدی روی فعالیت‌های کم‌اهمیت کار می‌کنند. در بعضی موارد نیز مشکل از ساختار تصمیم‌گیری است و انتقال منابع بین واحدها بسیار دشوار است.

قبل از درخواست منابع بیشتر، این سه سؤال را بپرسید

چه چیزی را می‌توان متوقف کرد؟

آیا منابع در فعالیت کم‌اثر قفل شده‌اند؟

چه چیزی را می‌توان ساده کرد؟

آیا Scope یا فرآیند بیش از حد بزرگ است؟

گلوگاه واقعی کجاست؟

پول، فرد متخصص، فناوری یا تصمیم مدیریتی؟

تخصیص منابع چه زمانی نیازمند بازبینی استراتژی است؟

گاهی هنگام تخصیص منابع مشخص می‌شود مسئله صرفاً اجرایی نیست. برای مثال ممکن است برای تحقق همه اهداف اعلام‌شده به منابعی بسیار بیشتر از ظرفیت واقعی سازمان نیاز باشد، یا دو اولویت مهم با یکدیگر تعارض جدی داشته باشند.

در چنین شرایطی، بهتر است خود انتخاب‌های استراتژیک دوباره بررسی شوند. مقاله ارزیابی استراتژی سازمان برای همین نقطه اهمیت دارد: آیا مشکل اجرای ضعیف است یا اینکه خود دامنه اهداف و انتخاب‌های استراتژیک با ظرفیت واقعی سازمان تناسب ندارد؟

نقش مشاور در هم‌راستاسازی منابع با استراتژی

در سازمان‌هایی که چند واحد، پروژه و اولویت هم‌زمان دارند، تصمیم درباره منابع معمولاً فقط یک مسئله مالی نیست. تعارض منافع، ساختار اختیار، مالکیت پروژه‌ها و برداشت متفاوت مدیران از اولویت‌ها نیز بر تصمیم اثر می‌گذارد.

در چنین شرایطی، یک فرآیند مستقل می‌تواند به مدیریت کمک کند ابتدا تصویر فعلی منابع را شفاف کند، سپس ارتباط آن‌ها با اولویت‌ها را بسنجد و بر اساس اثر، هزینه و ظرفیت، تصمیم‌های Start، Stop، Continue یا Reallocate را مشخص کند.

این نوع بررسی معمولاً در چارچوب
مشاوره استراتژی
ارزش بیشتری دارد، زیرا تخصیص منابع باید از منطق انتخاب‌های استراتژیک شروع شود، نه فقط از جدول هزینه‌ها.

جمع‌بندی

تخصیص منابع یکی از واقعی‌ترین آزمون‌های اجرای استراتژی است. سازمان زمانی نشان می‌دهد یک اولویت را جدی گرفته که برای آن بودجه، افراد، زمان مدیریتی، فناوری و ظرفیت اجرایی اختصاص دهد.

اگر منابع همچنان بر اساس عادت‌های قبلی توزیع شوند، استراتژی جدید با سیستم قدیمی رقابت خواهد کرد و معمولاً سیستم قدیمی برنده می‌شود.

برای هم‌راستاسازی منابع با استراتژی، ابتدا باید اولویت‌ها محدود و شفاف شوند، سپس قابلیت‌های موردنیاز مشخص شوند، مصرف فعلی منابع دیده شود و در نهایت درباره افزایش، کاهش، انتقال یا توقف منابع تصمیم گرفته شود.

مهم‌تر از همه، این تصمیم نباید سالی یک‌بار انجام شود. تغییر بازار، عملکرد پروژه‌ها و محدودیت ظرفیت نیازمند Review دوره‌ای هستند.

ارزیابی هم‌راستایی منابع

بودجه و ظرفیت سازمان شما واقعاً روی اولویت‌های استراتژیک متمرکز است؟

در یک بررسی مدیریتی می‌توان ارتباط میان اولویت‌ها، بودجه، ظرفیت تیم‌ها، پروژه‌ها و مالکیت اجرایی را ارزیابی کرد و نقاطی را که منابع سازمان در آن‌ها پراکنده یا قفل شده‌اند مشخص کرد.

✓
تحلیل مصرف فعلی منابع
✓
بررسی ارتباط پروژه‌ها با اولویت‌ها
✓
شناسایی نقاط آزادسازی یا انتقال ظرفیت

درخواست بررسی تخصیص منابع

سوالات متداول درباره تخصیص منابع و اجرای استراتژی

تخصیص منابع استراتژیک چیست؟
فرآیندی است که طی آن بودجه، نیروی انسانی، زمان مدیریتی، فناوری و ظرفیت اجرایی بر اساس اولویت‌های استراتژیک سازمان توزیع می‌شوند.
آیا تخصیص منابع همان بودجه‌ریزی است؟
خیر. بودجه یکی از منابع است. تخصیص استراتژیک علاوه بر پول، ظرفیت افراد، مهارت‌ها، فناوری، پروژه‌ها و زمان مدیریت را نیز بررسی می‌کند.
چطور بفهمیم بودجه با استراتژی هم‌راستا نیست؟
اگر اولویت‌های جدید تعریف شده‌اند اما سهم بودجه، تعداد افراد و پروژه‌های فعال تقریباً مانند گذشته باقی مانده‌اند، احتمال وجود عدم هم‌راستایی بالاست.
هر چند وقت یک‌بار باید تخصیص منابع بازبینی شود؟
بسته به سرعت تغییر کسب‌وکار متفاوت است؛ اما برای بسیاری از سازمان‌ها بازبینی فصلی تصمیم‌های بزرگ منابع و بررسی ماهانه پروژه‌های حساس قابل استفاده است.
اگر منابع کافی برای همه اهداف وجود نداشته باشد چه باید کرد؟
این وضعیت معمولاً نیازمند اولویت‌بندی مجدد است. استراتژی باید مشخص کند کدام اهداف مهم‌تر هستند و چه فعالیت‌هایی باید کاهش، متوقف یا به تعویق انداخته شوند.
آیا برای شروع پروژه جدید باید پروژه دیگری متوقف شود؟
نه همیشه؛ اما اگر ظرفیت سازمان محدود باشد، شروع پروژه جدید بدون بررسی هزینه فرصت می‌تواند منابع پروژه‌های استراتژیک‌تر را تضعیف کند.